یکشنبه 13 خرداد1386
یکصدمین سا لگرد تولد شهرداریها
| همايش يكصد سالگي نخستين شهرداري ايران |
|
همايش سده سالگرد ايجاد نخستين شهرداري و شوراي شهر كشور درتبريز كه از ديروز آغاز شده است تا فردا در دو نشست علمي ادامه مييابد.
در اين همايش شهرداران مونيخ آلمان، استانبول و ترابوزان تركيه، بيروت و صيدا، دبي، باكو، نخجوان، مسكو، بغداد، ايروان و سفرا و نمايندگاني از كشورهاي چك، آلمان، كرواسي، كره جنوبي، ويتنام، تركيه و آذربايجان ازجمله ميهمانان خارجي هستند.
همچنين شهرداران مراكز همه استانهاي كشور نيز در همايش يكصدمين سالگرد تاسيس نخستين شهرداري (بلديه ) و شوراي شهر در تبريز شركت دارند.
شهرداري يا بلديه تبريز در اوج انقلاب مشروطه بنيان نهاده شده و موسسان آن انقلابيون اين شهر بودند.
در واقع پس از ايجاد انجمن (شوراي شهر)، " قاسمخان اميرتومان " كه مردي برخاسته از عمق اجتماع و انقلاب بود، به عنوان اولين شهردار تبريز در سال 1286 شمسي برگزيده شد.
بنابر اطلاعات منتشر شده در منابع علمي و تاريخي ازآغاز شكلگيري شهرداري (بلديه) تبريز تاكنون 54 شهردار بر كرسي رياست آن تكيه زدهاند كه در ميان آنان چهرههاي درخشان علمي، فرهنگي و هنري فراواني يافت ميشود.
در پایان لازم به ذکر است که شهرداری اردکان هم ۷۳ ساله شد
پنجشنبه 10 خرداد1386
طرح دفع آبهای سطحی
مساله دفع ابهای سطحی یکی از مشکلات گریبان گیر شهر های بزرگ و کوچک دنیا می باشد.که همه
ساله در فصول سرد و با بارش نزولات جوی و سرازیر شدن آبها در کوی و خیابان این مشکل نمود بیشتری
پیدا میکند.در شهر ما نیز بدلیل عدم شیب بندی صحیح .بن بست شدن بعضی معابرونبود چاه در مسیرها شهرداری با این مشکل بهداشتی دست و پنجه نرم میکند.
گاها با مراجعه مردم و طرح شکایت به دلیل بد بوبودن و ایجاد منظره زشت و انتشار بیماری و مگس
شهرداری دست به اقدامات سطحی و گذرا می زد که نتیجه سریع ولی کوتاهداشت :منجمله تخلیه آب با تانکرو فشار جهت شستشوی آبراه و...
واحد بهداشت محیط شهرداری بادرک اهمییت بهداشتی موضوع و بدلیل شروع فصل گرما در طی طرحی موسوم به دفع
آبهای سطحی اقدام به شناسایی آبراههای دارای مشکل نمود که با تشکیل جلسه با مدیریت وعوامل
دستاندرکار در شهرداری تصمیم بر آن شد تا این طرح هر چه زودتر به مرحله اجرا در امده و در فاز اول تا
پایان سال ۴-۵ خیابان که وضعییت حاددارند با تخریب پلهای قدیمی و تعیین شیب بندی جدید همراه با حفر چاه جذبی مشکلشان مرتفع گردد.
که در اینجا لازم به ذکر است که این کار هم اکنون در یکی از خیابانهای شهر آغاز شده و مراحل خود را طی میکند.![]()
جمعه 4 خرداد1386
سوم خرداد61
از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره)
اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته
بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد
136۱ الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.
سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.
بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بيپناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
خرمشهر از همان آغاز، خونينشهر شده بود. خرمشهر خونين شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزمآوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمييابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرينتر است؛ و نگو شيرينتر، بگو بسيار بسيار شيرينتر است.
راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي ميبخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمييابد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جستهاند. آنان ترس را مغلوب كردهاند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…
كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهانآرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بيانتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.






